خدا ...

هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز

تو از کرم به من ، آغوش خویش کردی باز

به لطف و رحمت و عفو و کرامتت نازم

که می‌کشی تو ز عبد فراری خود ناز . . .

043ab617df2.jpg

دوباره تنها شده ام

دوباره دلم هوای تو را کرده

خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم

به یاد شبی می افتم که تو را میان غم ها دیدم

دوباره می خواهم به سوی تو بیایم

تو را کجا می توان دید ؟

درآواز شب آویزهای عاشق ؟

در چشمان یک آهوی مضطرب ؟

در شاخه های مرجان قرمز ؟

در سلام دختربچه ای که تازه نام تو را یاد گرفته ؟

دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند

برای تو نامه بنویسم

و تو نامه هایم را بخوانی

و جواب آنها را به نشانی همه غریبان جهان بفرستی

ای کاش می توانستم تنهایی ام را برای تو معنا کنم

و از گوشه های افق برایت آواز بخوانم

می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند

و حرف های ناگفته ام هرگز به دنیا نیایند

می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه سرود قلبم را نشنود

می ترسم نتوانم بنویسم

و آخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد

و تازه ترین شعرم به تو هدیه نشود

دوباره شب دوباره تپش این دل بی قرارم

دوباره سایه حرفهای تو

که روی دیوار رو به رو می افتد

دلم می خواهد همه دیوارها پنجره شوند

و من تو را در میان چشمهایم بنشانم

دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ابرهای عالم هم پر نمی شود

دوباره شب ، دوباره یاد تو

که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته

دوباره شب ، دوباره تنهایی ، دوباره سکوت

و دوباره من و یک دنیا حرف برای تو خدای مهربانم ...

 747565_kvOoXeky.jpg

 خدایا به آنان که ادعای عاشقی تو را دارند بیاموز :

که بدترین گناه شکستن دل آدمیان است ...

/ 44 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانیه

هواتو کردم.. منه حیرون تو این روزا هواتو کردم! هوایی میشم.. همون روزا که می بینم هوامو داری

دعام کن خواهش میکنم [ناراحت][گریه]

فرهاد

شک نکن ......! "ایندهای "خواهم ساخت که "گذشته ام"جلویش زانو بزند...!قرار نیست من هم دل کس دیگری را بسوزانم.......!برعکس کسی را که وارد زندگیم میشود.انقدر خوشبخت میکنم که.به هر روزی که جای "او"نیستی به خودت لعنت بفرستی...

مینو

سلام وبلاگ زیبایی داری دوست داری تبادل لینک کنیم

رند پارسی

بوی تو در خانه می پیچد که شاعر می شوم عشق می پوشم برای بوسه حاضر می شوم روسری تا از سرت سر می خورد شب می شود آه وقتی شب شود ، آسوده خاطر می شوم خانم عکاس باشی خانه را تاریک کن تا شما لب تر کنی من زود ظاهر می شوم اصلا امشب مثل دریا باش ، دریا که شدی. . . کشتیِ پهلو گرفته در بنادر می شوم گرچه من در صنعت کوزه گری نا پخته ام تو میانش را به من بسپار ، ماهر می شوم هر نگاه چپ به چشمان تو حکمش با من است چشمشان را می کشم از کاسه ( نادر ) می شوم مادرم عمریست می گوید به من مارکوپلو تو اگر قصد سفر کردی مسافر می شوم [گل][خداحافظ]

عاشق کوهستان

به به ... خوشابحالتون دلنوشته و نجوای لطیف و ظریف و دلنشینی است[گل][لبخند]

میترا

جالبه...[گل] "بدترین گناه شکستن دل آدمیان است" خداکنه فقط حرف نزنیم ,عمل هم بکنیم...

میترا

جالبه...[گل] "بدترین گناه شکستن دل آدمیان است" خداکنه فقط حرف نزنیم ,عمل هم بکنیم...

reza

بسیار زیباست عزیز